آسیب شناسی روابط دختر و پسر

تاريخ ارسال: 10/1/1388 - 16:11
آسیب شناسی روابط دختر و پسر

روابط دختر و پسر، دارای آفت‏ها و آسیب‏های روانی و اجتماعی جبران‌ناپذیری است که یک نمونه از آن را بنده اشاره میکنم: و امید به ذکر موارد دیگر از کاربران بزرگوار را دارم. آرزومند استفاده از نکته نظرات تمامی عزیزان در خصوص موضوعه هستیم..
▪یکی از علل آسیبها و آفتهای روابط دختر و پسرها:
سرکوب شدن استعدادها
یکی از مهم‌ترین عواملی که با وجود رشد نیروهای جسمی، فکری و روحی نوجوان، مانع از به جریان افتادن صحیح و اصولی آنها و تأمین سعادت آینده او می‌شود، تسلّط میل جنسی بر وجودش می‌باشد. عدم کنترل این میل، سبب می‌شود که تمام حواسّ و توجّهات انسان و تمام قوای جسمی و مغزی او معطوف هوس‌بازی‌ها شود و اگر عملاً هم موفق به هوس‌بازی نگردد، تمام فکر و ذهن او به وسیله این خیالات و افکار، اشغال شده و او مجالی برای انجام کار دیگری و شکوفایی اندیشه و استعدادش پیدا نمی‌کند. این شعله‏ای که در سراسر وجودش زبانه می‌کشد، تمام تر و خشک را با هم می‌سوزاند و شکوفه‌های تازه دمیده در گلزار شخصیت معنوی‌اش را طعمه آتش سوزان می‌کند.
آیه الله سبحانی می‌گوید: روزی در محضر حضرت آیه الله العظمی بروجردی (ره) نشسته بودیم که یکی از پزشکان ترکیه، به دیدار آیه الله بروجردی آمد و سؤال کرد که چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام کرده است؟ آن مرجع بزرگ فرمود: حقیقت انسان را عقل، قدرت اندیشه و تفکر تشکیل می‌دهد و اگر عقل انسان نبود، وی با دیگر موجودات زنده تفاوتی نداشت و یکی از اموری که در تضاد شدید با قوه عقل انسان است، نوشیدن شراب است؛ همان طور که پزشکان نیز این مطلب را تأیید کرده‌اند. بنابراین، چون شراب عقل را از بین می‌برد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع کرده است.
آن پزشک به دنبال این پاسخ، گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان می‌شود و حقیقت انسان زیر سؤال می‌رود، ولی اگر کسی به مقدار کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمی‌توان گفت چنین تأثیری دارد؛ پس چرا اسلام آن مقدار اندک را نیز ممنوع کرده و نوشیدن آن را غیرمجاز می‌داند. آیه الله بروجردی فرمود: چون انسان، کمال‌طلب است و هرگز به مقدار کم قناعت نمی‌کند و اگر مجاز شمرده شود، بر اساس کمال‌خواهی‌اش، به تدریج بر خواسته خود می‌افزاید. به همین جهت است که اسلام از همان ابتدا، حتی مقدار اندک آن را ممنوع کرده است و به عنوان یک قانون قطعی و دقیق، آن را برای تمام افراد چه با اراده و چه کم اراده، به اجرا گذاشته است و چون این ویژگی یعنی کمال‌طلبی، در دیگر ابعاد و زمینه‌ها جاری است، دیگر قوانین و مقررات و دستورالعمل‌های صادره از طرف قانون‌گذار هستی، بر اساس همین نکته شکل گرفته و آن جا که ممکن است زیاده‌طلبی باعث حریم‌شکنی شود و به تدریج انسان در وادی هولناک و در معرض خطرات جانی و روحی قرار گیرد، اسلام با جدیت و قاطعیت آن را نهی می‌کند.
اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است که با یک سلام و احوال‌پرسی ساده آغاز می‌شود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می‌شود؛ ولی به تدریج، نوع رابطه و گفت‌وگو تغییر پیدا کرده، بر میزان و کمیت آن نیز افزوده می‌شود و تا آن جا پیش می‌رود که انسان تمام انرژی عاطفی خود را می‌خواهد در همین گفت‌وگوها و ارتباط‌ها هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمی‌کند و بر همین اساس است که از همان آغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات، اجتناب کرد.
بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد)، دلیل موجه و قابل قبولی را نمی‌شناسیم و در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار می‌شود و به تدریج، دو طرف در گردونه‏ای وارد می‌شوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند؛ گردونه‏ای که گاهی رهایی از آن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن‌بست شدید است...


تاريخ ارسال: 23/1/1388 - 18:14 #1
روابط اصلاح یا محدودیت؟؟

با سلام
مطلب قابل تاملی بود اما توجه بفرمایید صرف محدودیت نمیتواند راهگشا باشد بلکه باید به کودکان از سنین خرد سالی اموخت که در هر رابطه ای فتصله ی مجاز حفظ شود واین هیچ تناقضی با روابط سالم در محیط کار یا تحصیل ندارد.
مشکل این است که کودک از بدو با چه چیز مواجه میشود چه انیمیشن هایی را میبیند چه نوع برنامه های تلویزیونی را مشاهده میکند!!
تا به حال به کایتونایی خردسالان علی الخصوص جدید التولید ها دقت کرده اید!در همه اینها روابط از نوع ازاد و اغلب بسیار ازاد (تا جاییکه حتی برخی کلامها را هم افزون بر تصاویر باید سانسور کرد!!)حال بعد از مشاهده اینها وشبکه های انچنانی ماهواره (متاسفانه در کشور ما هر چیز به بدترین وجه ممکن استفاده میشود!!!)از کودک انتظار داریم در نوجوانی اش روابط سالم داشته و ذهنش را معطوف به حقایق هستی کند ونه جاذبه های جنسی!
تجربه های کشورهای غربی متاسفانه نشان دهنده این است که ارضا زود هنگام حوائج جنسی خطری برای سلامت روحی جامعه است که عقیم شدن زود هنگام مردان یکی از این نتایج است!
سیل فزون بار بارداری های زود هنگام و پدران ومادران با سنین بسیار پایین موئد همین نظر است.
چطور میتوان اینهمه فساد را نادیده گرفت؟خیل عظیم کودکان نامشروع را هم به همه این بی بنده وباریها بیافزایید!
انچه مسلم است جامعه ما هنوز هم برخی اصول را حفظ کرده
واین حفظ اصول به نفع جامعه ماست.هرچه پایبندی به اصول بالاتر رود ضریب اطمینان شخصی در روابط هم بالاتر میرود.اما تمام اینها نباید منجر به تفریط شودانچه در برخی از کشورها میبینیم محدودیت بیش از حد برخورد بین دو جنس است که گاهی لایه ای از فساد پنهان را تشکیل میدهد انچه مسلم است شرع مبین اسلام هم نه تفریط ونه افراط بلکه اعتدال را میپسندد.بعضا در برخی مجامع مانند دانشگاه میبینیم که دانشجویان دختر ویا پسر ما که ظاهرشان نشان میدهد اعتقاد مذهبی دارند در مباحث شرکت نمیکنند وحتی از صحبت ومباحثه ساده هم میگریزند من قصد ندارم درباره رفتارشخصی دیگران قضاوت کنم اما ایا واقعا هر نوع مکالمه ای منجر به روابط نامشروع است؟؟ ایا دختر محجبه ما نباید در این جامعه با دیگران زندگی کند؟در رشته خودمان بحث کنم ایا یک خانم وکیل محجبه نباید بتواند با رائه ادله قاضی محترم را که احیانا مرد هم هستند!مجاب به بیگناهی موکل نمایند؟؟
به زعم بنده نباید از هیچ طرف بام افتاد با نشان دادن راه صحیح کودکان را پرورش داد ودر محیطی سالم تا هر مسئله را در سن مناسب بدانند نه زودتر ونه دیرتر.

اینها از کودکی باید اموزش داده شود با اموزش روابط سالم که مهمترین الگوی ان عمل والدین است.که بهترین اموزش را در روابط همراه با احترام وحفظ حریم میدهد.

تاريخ ارسال: 1/2/1388 - 22:14 #2
جاذبه های ناسالم

ضمن سلام و عرض ادب و گدردانی از اظهار نظر به جای سرکار. بد نیست در تایید برخی از موارد مذکوره از طرف شما و برخی موارد که ملازمه ادامه عرایض بنده میباشد مضافا مواردی را ذکر کنم.
توجه داشته باشید دست اندركاران تعليم و تربيت همواره در اين فكر بوده اند كه چه كنند تا نوجوانان و جوانان به شكل ناسالم و غير متعارف با افراد غير همجنس رابطه برقرار نسازند.
يكى از مهمترين مواردى كه در زمينه "تربيت اجتماعى" بايد در نظر داشته باشيم, "تقریبا موافق فرمایشات دوست گرامی m_jurist" آماده ساختن فرزندمان براى رو در رو شدن با جنس مخالف است. نه مى توانيم فرزندانمان را به گونه اى تربيت كنيم كه از هر فردى از جنس مخالف بگريزند و نه اينكه مى توانيم آنها را به حال خود رها كرده و منتظر پيشامد روزگار بنشينيم ; بلكه بايد از سالهاى اوليه زندگى فرزندمان, تصوير روشنى از نحوه برخورد با جنس مخالف را برايشان ترسيم كنيم.
اين كار بايد در ابتدا با آگاهى پدر و مادر از رفتار صحيح اجتماعى و تربيتى آغاز و با معرفى الگوى صحيح به فرزند, كامل شود. چون بسيارى از روابط ناصحيح دختران و پسران ناشى از شيوه هاى نادرست تربيتى و برخوردى پدر و مادر است, آن هم پدر و مادرى كه با تحقير فرزند و بى محبتى به او و توجيه نكردن وى در كيفيت برخورد با جنس مخالف, زمينه انحراف او را فراهم آورده اند.
نوجوان در سن و موقعيتى قرار گرفته است كه تصورش از جنس مخالف, فقط به علاقه جنسى محدود مى شود و از مسائل و عوارض اجتماعى, خانوادگى و تربيتى آن بى خبر است.
برخى پسران, داشتن دوست دختر را نوعى توفيق و قدرت اجتماعى تلقى مى كنند و دختران نيز داشتن رابطه با پسران را نوعى جاذبه و امتياز به شمار مى آورند!
براى اكثريت قريب به اتفاق دختران, دوستى و رابطه با يك پسر, به هيچ وجه يك دوستى معمولى نيست, بلكه اين دوستى و رابطه در تصور و ذهن آنان همان چيزى است كه قطعا منجر به ازدواج خواهد شد.
اين تصور نادرست جوانان و نيز واقعيتهاى گوناگون موجود در جامعه, سبب شده كه جوانان به خاطر رابطه غير مشروع با جنس مخالف, آسيب ببينند. بديهى است كه دامنه اين آسيب, بيشتر متوجه دختران شده و منجر به آسيب روانى, اجتماعى و تربيتى آنان مى شود. چنين دخترى تا مرز افسردگى پيش رفته و پيوسته احساس بى ارزشى مى كند و جايگاه خود را نزد اوليا و اطرافيانش به عنوان فردى شايسته از دست مى دهد و پدر و مادر, او را مايه آبروريزى خانواده خود مى دانند.
بعضى دختران و پسران در برخورد با يكديگر حالتى هيجانى و شتابزده دارند و در رويايى عجيب قرار مى گيرند و چه بسا بطور موقت گرفتار بيمارى روحى و جسمى شوند دختر, نگاه دوستانه پسرى را به خود, به قصد وى به ازدواج تفسير كرده, و شديدا دلباخته او مى شود و نام آن را "عشق پاك" مى گذارد.
بعضى دختران با يك جمله پسر كه به دخترى ابراز علاقه مى كند خود را دلباخته مى كنند. آيا اين نوع جملات در همه دختران اثر مى گذارد؟ در به روشنى بايد گفت اينگونه جملات همه دختران را دلباخته نمى كند هر چند كه بايد اذعان داشت كلمات محبت آميز , بر همه انسانها اثر مى گذارد و براى آنها جذاب است, ولى همه را دلباخته نمى كند.
سوالى كه در اينجا باقى مى ماند اين است كه اين ابراز علاقه ها كدام جوان را از خود بى خود و هيجان زده مى كند و او را در روياهاى خيالى سير مى دهد؟
در وهله اول جوانى در واكنش به چنين جمله اى هيجان زده مى شود كه شناخت درستى از جنس مخالف ندارد و رفتار درست در برابر آنها را تمرين نكرده و آموزش نديده است. در مرحله بعدى جوانى اينگونه هيجان زده مى شود كه به نوعى خود را تشنه محبت مى داند و احساس مى كند كه محبتها نسبت به او دريغ شده و يا اينكه جنبه صورى داشته اند.از اين رو بايد نوجوان به لحاظ شخصيتش نيز مورد احترام و تكريم قرار گيرد و حضور او در جمع بزرگترهاى خانواده و جامعه, پذيرفته شود تا او احساس كند كه همه افراد او را دوست دارند. چنين فردى است كه تنها با يك جمله "دوستت دارم" از خود بى خود نمى شود.
دختران و عشق هاى مردان متاهل
گرچه با ازدواج دختران با مردان متاهل نمى توان مخالفت كرد, اما برخى شيوه هاى ابراز علاقه اين نوع مردان به دختران و مراحلى كه براى اين غرض طى مى شود, به گونه اى است كه بايد منتظر پيامدهاى نامطلوب آن بود.
حيله بعضى مردان اين است كه در حضور دختر, از همسر اول خود بدگويى كرده و او را آنچنان معرفى مى كنند كه اصلااحساس درونى خود نسبت به وى, او را سحر مى كنند را چنان ناخودآگاه تحريك مى كنند كه با انگيزه الهى!! و دلسوزى و نجات يك مرد از تنهايى, جذب او مى شود و به ازدواج با او تن مى دهد, غافل از اينكه اين ازدواج كه سيرى نادرست داشته و مردى با نيرنگ حساب شده, دل دخترى را ربوده و شيفته روحيه و اخلاق خود كرده است, دوام نخواهد داشت. از طرفى مرد با همسر اول و فرزندانش درگير خواهد شد و از طرف ديگر دختر مورد سرزنش بستگان و اطرافيان خود قرار گرفته كه چرا از روى هوى و هوس ـ نه انگيزه الهى و فطرى ـ با مردى متاهل, طرح دوستى ريخته و بناچار به ازدواج با او مجبور شده است.
از اين رو در دوران جوانى و قبل از خواستگارى لازم است از اينگونه حركات, برخوردها و گزينشها اجتناب نمود و عاقلانه تر و سنجيده تر قدم برداشت.
عوامل به وجود آمدن روابط غير مشروع دختر و پسر
1 ـ نبود پدر, عدم انسجام خانواده, فاقد بودن مادر از بينش و اقتدار تربيتى, عدم هماهنگى پدر و مادر در مورد تربيت فرزندان, عدم كنترل بر رفت و آمد فرزندان, بيگانگى پدر و مادر با فرزند از عوامل تاريك شدن فضاى خانه و مردن روح اميد و نشاط در خانواده است.
دختر و پسر چنين خانواده اى براى فرار از تنهايى و رفع خستگى, تنوع و تفريح, به همراه و توصيه دوستان همفكر و همدرد خود, پا را از خانه بيرون گذاشته و بدون هدف و مرام مشخصى به پرسه زدن در كوچه و خيابان مى پردازند. دخترى كه از محيط خانه دلگير است و پسرى كه با پدر بيگانه است و همدمى ندارد, به محض برخورد با جنس مخالف, براى آرام بخشى خود, به او روى مى آورند و باب دوستى و رفاقت را مى گشايند و... .
2 ـ افراط در معاشرتهاى فاميلى
افراط در معاشرتهاى فاميلى با انگيزه "اجتماعى بودن" و باصطلاح "مترقى بودن" ! سبب برخورد و نزديكى دو جنس مخالف مى شود. مهمانيهاى مختلف, شوخى و خنده با جنس مخالف و بى بندوبارى در پوشش و حجاب در مجالس مهمانى را مى توان از مظاهر معاشرت افراطى و عامل انحراف دختران و پسران دانست.به فراوانى ديده مى شود كه دختر عمو و پسر عمو, دختر خاله و پسر خاله, پسر عمه و دختر دايى و برعكس در مجالس دائمى يكديگر را ملاقات كرده و از دوران خردسالى و نوجوانى و حتى جوانى با بازيها و سرگرميهاى مشترك , اوقات خود را پر مى كنند. اينها زمينه هاى ناسالمى است كه تبعات آن برخى جبران ناپذير است.جمله معروف : عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمانها بسته شده است. زاييده افكار و هوسهاى خام است و منشا صحيحى ندارد.
3 ـ وضعيت روانى
دختران و پسرانى كه به نوعى از وضعيت روانى و اجتماعى خويش ناراضى هستند و در اين زمينه خود را سرگردان و آشفته مى يابند, از طريق برقرارى روابط پنهانى با جنس مخالف, در انديشه كسب رضــايت بيشتر و يا يافتن شرايطى هستند كه براى آنها اطمينان خاطر و رضامندى بيشترى فراهم كند. اينگونه افراد ممكن است در زمره كسانى باشنـد كـه تـرك تحصيـل مى كننـد و يا در درس موفقيت چندانى ندارند.
در مواردى, دوستي هاى دختر و پسر, از صحبت كردن و رد و بدل نامه و عكس, فراتر رفته و به ازدواج با يكديگر علاقمند مى شوند; ولى به دليل پنهان كاريهاى دختر و پسر و نداشتن اطلاعات كافى در زمينه مسائل زناشويى, ممكن است علاوه بر ترس از اين ازدواج احتمالاتى توسط دختر داده شود كه اين احتمالات علاوه بر اينكه ذهن او را به شدت به خود مشغول مى دارد, در عين حال وى را از پذيرفتن ازدواج با ديگرى بازمى دارد.
در مواردى كه وى ناگزير به ازدواج مى شود, هرچند ممكن است پس از ازدواج اتفاقى نيفتد و كسى به مسائل مخفى آنها پى نبرد, لكن از آنجا كه ازدواج, مراحل اوليه خود را با فشار روانى زيادى براى آنها بويژه دختر, سپرى كرده است, تجربه اى بسيار ناگوار از اين ازدواج, در ذهن آنها نقش مى بندد. اين تجربه مى تواند آثار تلخى بر زندگى آنها باقى گذارد, آثارى كه ساختن يك زندگى مفيد, با صفا و صميمى را غير ممكن سازد. در حقيقت چنين فردى در طول زندگى, ازدواج را با آغازى بسيار تلخ به همراه دلهره و اضطراب به ياد مى آورد و او را افكارى همچون احساس گناه و نگرانى از فاش شدن اسرارش در برمى گيرد.
در مواردى ديگر كه دختر با غير دوست پسر خود ازدواج مى كند, باز نگران فاش شدن روابط گذشته خويش است.
دخترى شانزده ساله مى نويسد: من در سال 71 با چند پسر دوست بودم و با آنها از طريق تلفن صحبت مى كردم و الاذن كه نامزد دارم از اين كارى كه كرده ام مى ترسم, ... و به همين خاطر داراى افت تحصيلى شده ام و مى ترسم كه هر آن ممكن است كه دوستيها فاش شود و آبروى من برود.
اين است سرانجام روابط ناسالم و غير مشروع دختران و پسرانى كه در اثر عوامل مختلف مخفيانه به جنس مخالف روى آورده و طرح دوستى ريخته اند; سرانجامى كه چه بسا ممكن است خانواده اى را متلاشى كند, خانواده هايى را رو در روى هم قرار دهد; فرزندانى را از نعمت پدر و مادر آرام محروم كند و... .
در تربيت دختران و آموزش مسائل مذهبى و اجتماعى آنها, بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه هر چند ممكن است انسان از طريق خودنمايى بدنى و رفتارهاى تحريك كننده, توجه عده اى را به سرعت به خود جلب كند, لكن بايد دانست كه اين عده از جمله كسانى هستند كه تا وقتى به آنها بهره داده شود با آن شخص هستند ولى به محض اينكه احساس كنند طرف و شخص مورد نظرشان بهره دهى را از دست داده به بدترين وضع او را رها مى كنند. و موجب نگرانى, دلهره و افسردگيهاى روحى و چه بسا خودكشى آنان شود; زيرا چنين زنان و دخترانى به اين اميد تسليم هوسهاى مردان و پسران شده اند كه شايد كسى حاضر باشد در غمها و شاديهاى آنها شريك باشد و حال كه به مقصود خود نرسيده اند, نسبت به آن واكنش نشان مى دهند.

تاريخ ارسال: 8/6/1388 - 18:50 #3
احکام اسلام اصالت بخش اصلیهاست

باسلام وآرزوی مزید توفیقات مطالب ارایه شده جالب ودرخور تامل است مختصرا لازم به ذکر میدانم در جامعه ما متاسفانه بر خورد باجنس مخالف همیشه با افراط وتفریط همراه بوده است لذا بایستی باشناختن فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی وآموزش آنها درخانواده وجامعه نه آنچنان بسته عمل نمائیم مواجه شدن باجنس مخالف بااسترس همراه باشد ونه آنچنان روان ونزدیک که موجب ناهنجاری شوددر نتیجه باعث حدوث مشکلات فردی وخانوادگی واجتماعی گردد.لذاباعنایت به اینکه جواز شرع وعقل به عامل نیست بلکه به محصول است هر چند بایددر ارایه فرهنگ والگو طوری عمل کرد آحاد جامعه دچار تردید در عمل نشوند همانند حجاب. لذا درمواجه باجنس مخلف باید طوری عمل کنی که موجب فراهم شدن سوء استفاده طرف مقابل مانشود.هر چند در اسلام طرق سالمی برای حل این روابط وایجاد روابط سالم پیش بینی شده فقط باید فرهنگ سازی کرد.

تاريخ ارسال: 2/12/1388 - 12:23 #4
تسهیل وترویج ازدواج موقت

به نظر من تنها راه جلوگیری از ناهنجاریهای شمرده شده توسط دوستان ،راه حلی است که در مکتب تشیع مطرح گردیده وآن تسهیل راه ازدواج در عنفوان جوانی یعنی بلافاصله بعد از بلوغ ، متاسفانه در جامعه ما اینگونه عرف شده است که حتما بایستی دختر وپسر به رشد وبلوغ وجایگاه اجتماعی بالاخص امکانات مالی دست پیدا نموده وسپس اقدام به ازدواج دایم نمایند در حالیکه بلوغ جنسی از مدتها قبل شکل گرفته ،پس بنابراین تنها راه خاموش نمودن این شعله ، بدون توجه به تعصبات بایستی به مانند بسیاری از کشورهای شیعه نشین ازدواج متعه در کشور ما پس از آموزشهای ابتدایی زناشویی فرهنگ سازی شود وسپس قانونی ونهادینه گردد واز تصویب قوانین سختگیرانه ودست وپا گیرانه در این خصوص ممانعت نمود و مطمئنا نتیجه مثبت خواهد داشت وبزرگترین معضل کنونی جامعه جوان ما حل خواهد شد

تاريخ ارسال: 2/12/1388 - 12:43 #5
ترویج وتسهیل ازدواج موقت

باسلام

به نظر من تنها راه حل رفع این معضل شمرده شده توسط دوستان، تسهیل ازدواج موقت در جامعه ابتدا با قانونگذاری صحیح توسط قانونگذار ودر وهله دوم فرهنگ سازی در جامعه میسر است،
متاسفانه در جامعه به غلط عرف گردیده است که تا دختر وپسر به جایگاه اجتماعی بالاخص وضعیت مالی مناسبی دست پیدا نکند ازدواج وحتا فکر کردن به آن غلط است و وجوان باید شعله جنسی خود را سرکوب نماید در حالیکه مکتب تشیع راه حل مناسبی بنام متعه را تاسیس نموده است و متاسفانه قانون گذار نیز آن را پرورش نداده وبا تصویب قوانین دست وپا گیر به نوعی ان را خنثی نموده،در حالیکه می توان به مانند بسیاری از کشورهای شیعه نشین بدور از تعصبات احمقانه وجاهلانه با آموزشهای صحیح زناشویی آن را نهادینه وسهل الاوصول نمودو جامعه را برای پذیرفتن آماده نمود

تاريخ ارسال: 9/2/1389 - 07:21 #6
با سپاس فراوان از دید باز جناب آقای سید صالحی

اینجانب با نظر کاملاً شرعی شما که از امام صادق (ع) نیز روایتی در دست است موافق هستم.
اما راهکار جنابعالی نیازمند شرایطی می باشد که جامعه ما در راستای آن با مشکل مواجه است
1- عدم وجود مسکن برای جوانان کم سن
2- عدم وجود شغل مناسب با شرایط جوانی که هنوز تحصیلات دانشگاهی ندارد
3- عدم امکان انجام تحصیلات در کنار کار
4- دخالت بیش از حد بزرگترها که به جای نظر مشورتی به انتخاب روی آوردن
5- عدم اعتماد به جوانان کم سن
6- بالا بودن سطح عرفی مهریه
7- * بد بودن ازدواج در سنین جوانی پایین* که به واژه ازدواج زود هنگام و با الفاظی چون تو هنوز بچه ای و...
8- اخلاق گریزی جامعه امروز