مهریه معامله نیست

تاريخ ارسال: 17/11/1387 - 11:40
مهریه معامله نیست

چاپ جدید دفترچه‌های نكاحیه، دو شرط ۱۳ و ۱۴ به ترتیب با عناوین "مهریه به صورت عندالمطالبه می‌باشد" و "مهریه به صورت عندالاستطاعه می‌باشد" جهت امضا یكی از این موارد به انتخاب زوجین درج می‌شود. این خبر در حالی دو هفته پیش منتشر شد كه سال گذشته نیز صدور بخش نامه عندالاستطاعه شدن مهریه با توافق زوجین از سوی سازمان ثبت به دفاتر اسناد رسمی واكنش‌های بسیاری را برانگیخت اما به گفته حجت الاسلام و المسلمین احمدی، معاون امور اسناد سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، به دلیل اینكه بعضی از سران دفاتر به این تكلیف عمل نكرده و موجب بروز مشكلاتی در این زمینه شدند تصمیم به چاپ این دو بند در دفترچه‌های نكاحیه گرفته شده است. ● مهریه؛ عندالمطالبه یا عندالاستطاعه؟ ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی بیانگر عندالمطالبه بودن مهریه است. طبق این ماده «به مجرد عقد، زن مالك مهریه می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن بنماید.» كاتوزیان در شرح این ماده عنوان كرده است: "مفاد ماده‌ی ۱۰۸۲ ناظر به موردی است كه مهرالمسمی، عین معین است و ارتباطی به سایر اقلام مهر(مهر المثل و مهر المتعه) ندارد در موردی كه مهر عین كلی یا حقی بر ذمه مرد است، زن به مجرد عقد طلبكار آن است و می‌تواند به شوهر رجوع كند(كاتوزیان،۸۱،ص۶۶۸). مهرالمسمی یكی از اقسام سه گانه مهریه در كنار مهرالمثل و مهرالمتعه است و به معنی مهری است كه در عقد نكاح معین می‌شود و زن و شوهر نسبت به آن تراضی می‌كنند. مهر المسمی باید مالكیت داشته باشد و قابل تملك باشد(طبق ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی). این مال می‌تواند عین باشد مثل خانه و باغ یا می‌تواند از اقسام كلی باشد مثل پول، سكه و گندم. می‌تواند منفعت باشد مثل منفعت خانه. می‌تواند حق قابل انتقال باشد مثل حق شفعه. همچنین می‌تواند عمل یا خودداری از عمل باشد. همچنین مهرالمسمی باید معین و معلوم باشد و قدرت بر تسلیم آن وجود داشته باشد. در مهریه عندالمطالبه زن مالك مهریه است و حق مطالبه دارد اما در صورت عندالاستطاعه بودن زن اگر چه همچنان مالك مهریه است اما حق مطالبه آن را تا زمان استطاعت مرد ندارد. در قانون مدنی در خصوص نحوه پرداخت مهریه ماده ۱۰۸۳ پیش بینی شده است كه طبق آن برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد. طبق این قانون مرد می‌تواند مهریه زن را به صورت اقساط یا در مدت زمانی معین شده پرداخت كند. البته این موضوع لزوما به معنای در نظر گرفتن استطاعت مرد نیست بلكه بر مبنای توافق زوجین در خصوص اقساط یا زمان خاص پرداخت آن تصمیم گیری می‌شود. در سال‌های اخیر تعیین مهریه‌های سنگین از سوی خانواده دختران و افزایش آمار درخواست مطالبه مهریه و ناتوانی مردان از پرداخت مهریه همسرانشان به مشكلی تبدیل شده است كه مسوولان را هر ازگاهی به فكر راه چاره‌ای برای آن می‌اندازد. اگرچه دیگر بحث زندانیان مهریه مانند گذشته مطرح نیست و با درخواست اعسار عموم مردان ناتوان از پرداخت مهریه موافقت می‌شود اما مبلغ كمر شكن مهریه و گذشت سالیان متمادی برای پرداخت یك مهریه در كنار مشكلات اقتصادی جامعه باز هم راه چاره دیگری را می‌طلبید. در نتیجه مسوولان مربوطه ایده‌های مختلفی را مطرح كردند مانند بستن مالیات بر مهریه‌های سنگین ، تعیین سقف برای مهریه‌های سنگین اما اجرایی ترین ایده پیشنهادی سال گذشته از سوی سازمان ثبت انجام شد كه دفاتر اسناد را مكلف به مطرح كردن موضوع عندالاستطاعه بودن مهریه كرده بودند تا در صورت توافق زوجین مرد هر زمان استطاعت مالی پیدا كرد مهریه همسرش را بپردازد اما بنا به گفته مسوولان این سازمان، عدم اجرای مناسب این بخشنامه موجب شد كه در چاپ دفترچه‌های نكاحیه این امر به صورت رسمی مورد توجه قرار گیرد. اكنون مساله مهم آنست كه آیا این ایده سازمان ثبت می‌تواند معضل مهریه‌های سنگین را حل كند؟ ● میزان تاثیرگذاری بند عندالاستطاعه بر رفع مشكل مهریه‌های سنگین اكرم پورنگ‌نیا، قاضی بازنشسته دادگستری در ارزیابی از اضافه شدن شروط جدید به دفترچه‌های نكاحیه می‌گوید:‌ مهریه‌ای كه عندالاستطاعه تعیین شود و در بخشنامه‌ی شماره ‌۵۳۹۵۸ /۳۴/ ۱ ثبت نیز به آن اشاره شده است، این امكان را برای مرد به وجود می‌آورد كه به طور ظاهر، هرگز استطاعت پرداخت مهریه را پیدا نكند زیرا می‌تواند در مدت زناشویی كلیه‌ی اموالی را كه كسب می‌كند - مانند املاك، یا اتومبیل‌ها و وجوه نقد - به نام افراد مورد اعتماد و مورد وثوق خود كند و هر زمان كه زوجه اقدام به مطالبه‌ی مهریه‌ی خویش كند كه شرعا، قانونا و عرفا مالك آن است، با عدم استطاعت مرد مواجه می‌شود. به این دلیل، ذكر عندالاستطاعه بودن پرداخت مهریه، در اسناد نكاحیه به نظر می‌رسد كه دست مردان را به نوعی در عدم پرداخت بازمی‌گذارد. وی افزود: درج عندالاستطاعه بودن پرداخت مهریه به نوعی این آزادی را برای مردان فراهم می‌كند و جنبه‌ی رسمی به آن می‌بخشد؛ به ویژه كه توافق زن را نیز به همراه داشته باشد زیرا در بخشنامه قید شده است كه در صورت توافق طرفین پرداخت مهریه مشروط به شرط عندالاستطاعه بودن باشد؛ بنابراین خانم‌ها می‌توانند از امضای چنین شرطی خودداری كنند و شخصا بر این باور هستم كه امضای آن به مصلحت نیست. وی گفت: باید در نظر داشت، در حال حاضر كه مهریه عندالمطالبه است چه راه‌هایی برای عدم پرداخت آن موجود است و امضای زوجه، بر این راه‌ها صحه می‌گذارد. شهین‌دخت مولاوردی، حقوقدان با وجود تاكید بر شناخت علت اصلی تعیین مهریه‌های سنگین درباره تاثیر گذاری این بندها، اظهار می‌كند: زن و مرد باید توافق داشته باشند كه مهریه عندالمطالبه یا عندالاستطاعه باشد و در چارچوب همان تعهد از مرد مسوولیت خواسته می‌شود و در این صورت می‌تواند به كاهش زندانیان مهریه یعنی همان هدفی كه قوه قضاییه دنبال می‌كند، منجر شود. دكتر زهرا داور، مدرس و پژوهشگر حقوق خانواده صراحتا تاثیرگذاری این مساله را اندك ارزیابی می‌كند و بر داشتن نگاه ریشه‌ای تر به بحث ازدواج، طلاق و مهریه های سنگین تاكید می‌كند. او می‌گوید:‌ وقتی می‌خواهید معضلی را حل كنید از چه زمینه‌هایی استفاده می‌كنید؟ آیا باید دلایل را ریشه‌یابی كنید؟ یا نه به آن چه به نظرتان می‌رسد، عمل كنید؟ به نظر می‌رسد در اینجا برخی مسوولان و دست‌اندركاران به جای اینكه علل بالا رفتن مهریه را ریشه‌یابی كنند برای خودشان تصوری دارند و می‌خواهند آن تصور را عملی كنند و گمان می‌كنند به این شكل امكان‌پذیر است. داور با بیان این‌كه قانون بیش از آنكه به ریشه بحث ازدواج توجه كند، به صورت مسكن عمل می‌كند، می‌گوید:‌ به نظرم می‌آید كه ما فقط از سر رفع تكلیف نظر دولتمردان را در این زمینه می‌بینیم و نه به عنوان یك دغدغه مملكتی و نه به عنوان مساله‌ای كه با بسیاری از مسایل دیگر كشور در ارتباط است. داور، دلایل وجود مشكلات در حوزه خانواده را به سه دسته كلی تقسیم كرد و به ایسنا گفت:‌ دلیل اقتصادی، دلیل فرهنگی و دلیل قانونی این سه دسته را تشكیل می‌دهند. این پژوهشگر حقوق خانواده با اشاره به این‌كه در یافتن راه حل این گونه مشكلات باید خود جوانان، نقطه‌نظرات، انگیزه‌ها، دلایل و مسوولیت‌ها و عدم مسوولیت‌پذیری‌هایشان را بیان كنند، یادآور شد: این كار نه در قالب نگاه دولتی بلكه به عنوان یك معضل اجتماعی یا یك مشكل اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد. وی گفت: شاید نیاز باشد در این شرایط مرور دوباره‌ای به قانون‌مان بكنیم. تعیین میزان مهریه به عهده‌ی طرفین است. طرفین هر چقدر كه بخواهند می‌توانند میزان مهر را تعیین كنند و وقتی طرفین در قالب آزادی اراده، هر قراردادی را داشته باشند، طبیعی است كه شما به موجب قانون نمی‌توانید دوباره دست آنها را ببندید و اگر شما اجازه ندهید می‌توانند یك قرارداد خصوصی در رابطه با یك شرط مالی ببندند. داور با بیان این‌كه مهریه معامله نیست، افزود:‌ شما به مرد اجازه می‌دهید هر چقدر دلش می‌خواهد تعهد بپذیرد. تعهداتی كه عملا غیرمقدور است و بعد به او می‌گویید حالا كه پذیرفتی اما چون از عهده انجام آن برنمی‌آیی به زندان برو یا در شكل تحقیرآمیز و توهین‌آمیز و فرسایش روانی آن را تقسیط می‌كنید. مجازات تادیه دین‌ باید چگونه باشد؟ آیا باید عقلایی و معقول باشد یا خیر؟ وقتی به مردی گفته می‌شود ماهی یك سكه به زن بده، زن باید ماهی یكبار وارد سیستم قضایی شود اگر مرد یك بار داد و دو دفعه نداد زن باید دوباره شكایت كند و دادخواست جدید بدهد یعنی شما بار دادگاه‌ها را زیاد می‌كنید، شان قضایی را پایین می‌آورید و این فقط به این دلیل است كه نمی‌خواهید به اصل جریان فكر كنید. دلیل اینكه یك زن مهریه بالا را برای خود تعیین می‌كند و دلیل اینكه یك مرد با وجود اشراف كامل به عدم توانایی‌اش چنین ریسكی می‌كند چیست؟ اگر این موضوع را ندانیم همه صحبت‌هایمان بی‌فایده است. داور بیان كرد:‌ برای حل كردن مشكل باید اول مساله را خوب بسنجیم و ابعاد مختلف را ببینیم كه چرا دختری مهریه‌ی سنگین طلب می‌كند. این چه موضوعی است كه در فرهنگ جامعه‌ی ما رخ داده و چه عدم تضمینی باعث می‌شود كه زن به یك وعده مالی دلخوش می‌كند؟ چرا جامعه‌ی ما دلخوش است به حركت‌های غیرمعقول؟ و از همه مهمتر قانون ما این حركت غیرعقلایی و غیرمنطقی و غیراصولی را اجازه می‌دهد؟ وی با بیان این‌كه تفكر منطقی درباره مساله خانواده حاكم نیست چه از بعد قانونی، چه فرهنگی و چه اجتماعی، گفت: اگر مسایل خانواده دقیق مورد بررسی قرار نگیرد جامعه با بحران مواجه می‌شود. داور گفت: تا وقتی كه همه موارد (فرهنگ، اقتصاد، قانون) در كنار یكدیگر درست نشوند، عملا هیچ حرفی فایده‌ای ندارد. اكنون مهریه عندالمطالبه است و فرد قبل از طلاق، اموالش را منتقل می‌كند و بعد، تقاضای طلاق می‌دهد تا زن نتواند دارایی او را اثبات كند، این مسایل با واقعیت قضایی و توسعه‌ی قضایی نمی‌خواند. مسوولان قوه‌ی قضاییه وظیفه دارند یك مقدار بر این مسایل جدی‌تر نظارت كنند و مسایل ازدواج را جدی‌تر بگیرند. اشرف گرامی زادگان، حقوقدان نیز در این زمینه اظهارنظر می‌كند: بسیاری از حقوقدانان و صاحب‌نظران، مهر را جبرانی برای كمبود سهم‌الارث زن می‌دانند یا كسری حقوقی كه نسبت به مرد دارد. پس علت ظهور مهر به‌طور مشخص و روشن، تامین برای زن است كه اگر امكان پرداخت آن به صورت عندالمطالبه فراهم باشد، موجب خشنودی زن است و اگر امكان پرداخت آن نباشد، بی‌شك در طول زندگی یا هنگام توانایی، پرداخت آن صورت می‌گیرد. وی افزایش تعداد زندانیان مهریه و پذیرش مهریه سنگین از سوی مردان در فضای احساسی ابتدای ازدواج را دو دلیلی دانست كه به خاطر آن این بخشنامه عندالاستطاعه صادر شد. گرامی‌زادگان، دو دلیل مذكور را قابل اعتنا ندانست و بیان كرد: مسوولان بیشترین تعداد زندانیان كشور را همیشه زندانیان جرایم مواد مخدر شمرده‌اند نه زندانیان مهریه.دلیل دیگر نیز مردود است؛ چرا كه تاكنون گفته می‌شد زن احساسی است و مرد به عقل تكیه می‌كند، چگونه در اینجا این معیار جابه جا شده است و مرد احساسی شده و تن به پذیرش مهریه سنگین می‌دهد؟ این حقوقدان خاطرنشان كرد: افزودن این دو شرط برخلاف قانون (عندالمطالبه بودن) نشان از این دارد كه یكسویه نگریستن به مسایل اجتماعی و بی‌توجهی به كار كارشناسی، نتیجه‌اش خوشایند نخواهد بود. مشكل اصلی در جای دیگری است. گرامی‌زادگان، نتیجه این اقدامات را حفظ اقتدار مردانه دانست و با انتقاد از این رویه این سوال را مطرح كرد كه در مقابل این آزادی به مردان برای فرار از دین مهریه، چه حقی برای زنان قائل شده‌اند؟ آیا شروطی كه حقوق زن را حفظ كند به شروط ضمن عقد افزوده شده است؟ آیا قانون ارث اصلاح شده است؟ آیا مسایل مربوط به حق طلاق، اجازه خروج زن برای مسافرت از شوهر، حضانت فرزند و ده‌ها حقوق دیگر مورد بررسی قرار گرفته است؟ مهدی قلی رضایی مستشار دادگاه تجدید نظر نیز در خصوص دلیل ثبت این بندها در عقدنامه‌های جدید می‌گوید:‌ در گذشته چون عندالمطالبه بودن قید می‌شد اغلب به خاطر اینكه خانواده‌ها دخترشان را توجیه كنند می‌گفتند این همان چیزی است كه دولت در عقدنامه‌ها پیش‌بینی كرده و ما فقط همین را قبول داریم. به خاطر اینكه تساوی و عدالت پدید آید و این عنوان جدید رسما به مردم معرفی شود بند ۱۴ آمده است تا به همه بگوید كه ضمن اینكه مهریه می‌تواند عندالمطالبه باشد، می‌تواند عندالاستطاعه هم باشد. این قاضی مستشار دادگاه تجدیدنظر گفت: چندی بود كه به خاطر بخش‌نامه‌ی رییس سازمان ثبت این شبهه به وجود آمده بود كه عندالاستطاعه بودن در حقیقت جایگزین عندالامطالبه بودن شده و به خاطر اینكه مفاد این بخشنامه را در عقدنامه‌ها وارد كردند بدون اینكه اطلاع‌رسانی لازم به مردم داده شود برخی مشكلات به وجود آمد مردم هم اغلب عادت كرده‌اند كه اعتماد كنند به متونی كه از طرف دولت تنظیم می‌شود و آن را امضا می‌كنند. وی ادامه داد: ما در محاكم با این مساله مواجه می‌شدیم كه بعضی دخترها مهریه را عندالاستطاعه امضا كرده‌ بودند اما از باب عندالمطالبه بودن اشاره‌ای به آن نداشتند كه با این پاسخ دادگاه مواجه می‌شدند كه نمی‌توانید مهریه را مطالبه كنید مگر اینكه دلیل كافی یا لیست اموال قطعی زوج را بیاوری كه این مرد قادر به پرداخت مهریه مورد درخواست شما هست و اگر نتوانی آن را ثابت كنی حق مطالبه نداری. این شرایط باعث شده بود كه این دسته از افراد عملا از دریافت مهریه محروم شوند كه این مشكلات باعث شد در نحوه‌ی تنظیم متن عقدنامه‌ها بازنگری شود و این دو شرط به جای آن شرط جایگزین شود. این قاضی مستشار دادگاه تجدیدنظر، خاطرنشان كرد:‌ اگر تمام مهریه خانم در عقدنامه جدید از وصف عندالاستطاعه برخوردار باشد دیگر این دختر خانم نمی‌تواند مهریه‌اش را بخواهد مگر اینكه ضمن دادخواست مطالبه‌ی مهریه، لیست اموال و دارایی زوج را ارایه كند و به هر نحوی كه هست ثابت كند كه این آقا تمكن و قدرت پرداخت مهریه درخواستی ایشان را دارد. رضایی در پاسخ به این سوال كه اضافه شدن این دو شرط چقدر می‌تواند معضل مهریه‌های سنگین را حل كند، گفت: این مساله باعث می‌شود كه هر دو اصل به عنوان پیشنهاد به طور مساوی در كنار هم بیاید. حالا افراد به طور رسمی می‌توانند عندالاستطاعه را در عقدنامه‌ها ببینند و معنی و آثار و تبعات آن را از سردفتر بپرسند یا با شماره ۱۲۹ اداره آموزش قوه‌ی قضاییه تماس بگیرند و آگاهانه در این خصوص تصمیم بگیرند. ● ریشه‌ی مهریه‌های سنگین موضوعی كه مورد تاكید بسیاری از حقوقدان درباره اقدام جدید سازمان ثبت در درج بند عندالاستطاعه در دفترچه‌های نكاحیه قرار گرفته است، این است كه تاثیرگذاری این موضوع در حد مسكن است و نمی‌تواند علل اصلی تعیین مهریه‌های سنگین را رفع كند. اكرم پورنگ‌نیا، وكیل دادگستری دراین خصوص خاطرنشان كرد: اگرچه چنین شروطی صرفا به‌منظور پیشگیری از عواقب تعیین مهریه‌های سنگین پیش‌بینی شده است كه در بسیاری از مواقع موجب زوال خانواده یا ایجاد پرونده‌های متعدد در دادگاه خانواده می‌شود، لكن چنانچه این نیرو و انرژی صرف این می‌شد كه علت تعیین مهریه‌های سنگین كه خود معلول قوانینی است كه امنیت زوجه را در خانواده متزلزل می‌كند، شاید نتایج بهتری، عاید و دوام و بقای خانواده را موجب می‌شد. مولاوردی نیز می‌گوید: برای رسیدن به هدف كاهش مهریه‌های بالا، باید به ریشه آن توجه شود، كه ریشه اصلی آن نبود تامین اجتماعی، نبود امنیت مالی زنان و نگرانی خانواده‌ها و شرایطی است كه برای احقاق حقوق دختران و زنان در جامعه ما وجود دارد كه به سختی می‌توانند این احقاق حقوق را داشته باشند. باید راهكارهایی دیگری هم به عنوان مكمل این موضوع اندیشید تا بتوان به آن هدف اصلی دست یافت. مولاوردی درباره راهكارهای اساسی مقابله با مهریه‌های سنگین بر توانمندسازی اقتصادی بانوان، بحث استقلال اقتصادی زنان، تامین اجتماعی زنان به صورت فراگیر و جامع، توجه به بند ۴ اصل ۲۱ قانون اساسی درخصوص بیوه خاص زنان سالخورده و سرپرست خانوار تاكید كرد. وی گفت: توجه به این موضوع می‌تواند نگرانی خانواده‌ها را پایین بیاورد تا آنها به مهریه‌های سنگین و نجومی متوسل نشوند. مولاوردی خاطرنشان كرد:‌ اگر تقسیم دارایی مشترك به صورت یك شرط جداگانه گنجانده و زوج متعهد شود در صورت جدایی اعم از این‌كه طلاق به درخواست مرد یا زن باشد، نیمی از دارایی موجود را اعم از منقول و غیرمنقول كه طی مدت ازدواج به دست آمده به زن منتقل كند، می‌تواند بسیار موثر باشد. البته این منوط به این است كه تكالیف مالی مرد مثل مهریه به صورت عادلانه باشد یعنی انصاف نیست كه هم مهریه بالا و هم تقسیم اموال را به این صورت داشته باشیم؛ بنابراین اینها مباحثی است كه ما را در رسیدن به هدف یاری می‌كند. گرامی زادگان، نیز مهریه را تنها اهرم زن برای رسیدن به حقوق خویش خواند و بیان كرد: مهریه تنها راه رهایی زن است در هنگامی كه مرد ناسازگار، خشن و بی‌مهر و محبت است و زن را در عسرت نگه می‌دارد. بسیاری از مردان به جهت اصرار به فشار و آزار نسبت به زن توان مالی خود را مخفی یا به نام نزدیكان خود می‌كنند تا به زن بهره‌ای نرسد. رضایی مستشار دادگاه تجدید نظر نیز درباره‌ی دلایل اصلی تعیین مهریه‌های سنگین از سوی دختران و پذیرش مسوولیت پرداخت مهریه سنگین از سوی پسران با وجود اشراف كامل به عدم توانایی در پرداخت مهریه، گفت: ریشه این معظل به افراط و تفریط برمی‌گردد كه متاسفانه در جامعه وجود دارد. وی تعیین مهریه‌های سنگین با وجود آگاهی از نداشتن توانایی در پرداخت آن را مهریه‌های غروی و سفهی نامید و توضیح داد: فردی كه می‌داند توان پرداخت حتی میزان اندكی از مهریه را ندارد اما تعهد تعداد زیادی سكه می‌دهد جز اینكه سفاهت خود را به اثبات برساند چیزی دیگری به دنبال ندارد. خانواده دختر هم از این موضوع سوءاستفاده می‌كنند و برای اینكه دخترشان در آینده پشتوانه قوی داشته باشد و ریسك خطر آینده را كم كنند مهریه را بالا تعیین می‌كنند. وقتی مهریه سنگین گرفته شود لااقل سایر شروط مالی مانند شرط نصف دارایی و اجرت‌المثل را باید حذف كنند. رضایی در ادامه پیشنهاد داد: خانواده‌ها مقدار خاصی از مهریه را كه زوج توان پرداخت آن را دارد به صورت عندالمطالبه تنظیم كنند و مابقی را عندالاستطاعه. این حقوقدان ادامه داد: در این شرایط تعادل به وجود می‌آید و هم خانم به طور كلی از مهریه ساقط نمی‌شود و هم در مواردی كه مرد قادر به پرداخت مهریه نیست اما به دلیل شرایط اجتماعی مهریه ثبت شده، فقط جنبه‌ی صوری پیدا می‌كند و باعث نمی‌شود این توقع و انتظار ایجاد شود كه زن هر زمان خواست بتواند مهریه را مطالبه كند و با توسل به آن مرد را به زندان بفرستد زیرا اغلب این اقدامات باعث تزلزل بنیان خانواده می‌شود. وی گفت: اگر بخشی از مهریه عندالمطالبه و بخشی عندالاستطاعه باشد دیگر مشكلی وجود ندارد و تصمیمات فوق قابل اعمال است. اگر شرایط خاصی هم مدنظر است باید پرداخت مهریه را تضمینی كنند كه شرط هم اشكالی ندارد و می‌شود به عنوان یك شرط الحاقی در صفحه دفترچه كه برای شروط خاص توافقی است، ثبت شود كه برای پرداخت مقداری از مهریه ضمانت می‌كند. به نظر می‌رسد كه درج شرط عندالاستطاعه اگرچه می‌تواند برای مردانی كه ریسك تعهد مهریه‌های سنگین را علی رغم نداشتن توانایی مالی آن می پذیرند راه چاره مناسبی باشد اما چاره‌ای كارشناسی شده و اساسی نیست. تا زمانی كه احساس عدم تامین و امنیت برای زنان و خانواده‌های آنها وجود دارد و تا زمانی كه زنان ناگزیرند برای احقاق برخی از حقوق قانونی‌شان به مهریه‌های سنگین روی آورند، نمی‌توان انتظار داشت این معضل حل شود. اكنون بدیهی است كه برای فرار از این بند جدید هم دختران و هم پسران می‌توانند مفری بیابند و خواسته خود را به طرف مقابل تحمیل كنند. این گونه یكسویه عمل كردن و تقصیر همه مشكلات را به گردن زنان انداختن و گرفتن تنها اهرم فشار زنان نسبت به سایر كمبودهای حقوقی شان در قانون، حتی اگر در مقطعی موفق باشد به نظر نمی‌رسد كه بتواند در طولانی مدت این مشكل را به صورت قطعی حل نماید. آفتاب


تاريخ ارسال: 18/11/1387 - 15:35 #1
مهريه الفباي مهرباني يا الفباي قساوت

1-اگر مهريه مانع فروپاشي خانواده هاست چرا از دهه شصت به بعد با افزايش چشمگير مهريه آمار طلاق هم نه تنها همپاي آن بلكه با شتاب بيشتري رو به افزايش است به نحوي كه تشكيل ستاد بحران طلاق در تهران اخيراً از سوي برخي از حقوقدانان و صاحب نظران مطرح شده است ؟
2-اگر مهريه پشتوانه مالي براي زن است چرا اسلام مهر زياد را به شدت مذمت و نكوهش نموده و آن را نشانه بد يمني و شومي و نحسي زن قلمداد كرده است و مهر كم را نشانه بركت و خوش يمني زن.
حتي نبي مكرم اسلام بخشش مهر را قبل از رفتن به خانه شوهر اكيداً به زنان سفارش كرده است البته روي سخنم با كساني است كه معتقد به اسلام و نبوت حضرت ختمي مرتبت و ... هستد و الا ...
3-اگر مهريه پشتوانه مالي براي زن است پس اين آمار كه فقط 3-4 درصد زناني كه مطالبه مهريه مي كنند به آن مي رسند چسيت؟
4-اگر مهريه موجب بقا و دوام زندگي مشترك است پس چرا در همين سايت علت يك چهارم و به عبارتي 25 دصد از طلاقها مهريه سنگين عنوان شده است؟!؟
5-اگر مهريه در حد توان مالي مرد نباشد آيا باز مي توان گفت صَدُ‍قِه است قطعاً جواب منفي است و مهريه خارج از توان مرد فقط مي تواند بهاي زن باشد و در اين صورت قطعاً مهريه مابه ازاي زن است و لاغير
6-براستي فرق بين مهر و ثمن در چيست ؟ وقتي ما مي خواهيم خريدي بكنيم و كالايي بخريم توانايي ما هيچ تاثيري در ثمن ندارد مي گويند دارندگي و برازندگي اگر داشته باشيم مي خريم و الا فلا!!! مي گويند هر كسي بايد پايش را به اندازه گليم خود دراز كند .
حال من بارها به خواستگاري رفته ام مي گويند 500 سكه مي گويم من 50 سكه هم ندارم مي گويند همينه كه هست و به كمتر از آن دخترمان را نمي دهيم و تخفيفي در كار نيست آيا مي توان گفت اين نكاح است !!! اين بيعي است در قالب نكاح چرا كه عنوان عقد هيچ گاه دليل ماهيت و مثبت آن نيست همانگونه كه به عنوان مثال در دفاتر اسناد رسمي هم اسنادي با عنوان وكالت به ثبت مي رسد در حاليكه مبالغي هم رد و بدل مي شود و حقيقت آن بيع است نه نيابت دادان در امري و سازمان ثبت و دارايي نيز با دريافتن اين مساله در وكالت منقول همان حق الثبت و ماليات نقل و انتقال را اخذ مي كند پس اين مهريه ها ثمن زن است اين كه به جوان 32 ساله اي مي گويند وقتي شما 500 سكه نداريد دختر به شما نمي دهيم اگر ثمن نيست پس چيست و عنوان مهر و صداق عنواني واقعي و مطابق با واقع نمي تواند باشد.
7.جوان سفيه نيست وقتي مي بيند اگر به اين مهريه ها (ثمن زن)تن در ندهد نمي تواند زني بستاند !! گزيري جز پذيرش آن ندارد و الا مانند بعضي از جوانها بايد پيي تجرد مادام العمر را بايد به تن خود بمالد بله مهريه سنت بسيار زيبايي است و آن اين است كه مرد در حد وسع و توان مالي خويش هديه اي را به همسر آينده خويش تقديم و پيش كش نمايد واگر غير از اين باشد فقط معامله و بهاي زن است كه اگر كسي داشته باشد بپردازد مبيع را (زن) بدست مي آورد و جواناني مثل بنده هرگز !!!
8-خانم اشرف گرامي زادگان درست دريافته اند كه مهريه هاي سنگين مي تواند مانع طلاق باشد چرا كه آگاهي جوانان روز به روز بيشتر شده و با ديدن دوستان و آشنايان خود كه در همان دوران عقد اموالشان توقيف و ممنووع الخروج و يا زنداني شده اند فكر ازدواج را براي هميشه از سر بيرون مي كنند و آمار طلاق هم طبعاً و تبعاً سير نزولي خواهد داشت چرا كه اگر آمار ازدواج پايين باشد قطعاً آمار طلاق هم پايين خواهد بود!!!! و اين است راهكار نوابغي چون اشرف خانم گرامي زاده گان!!
9-من خانواده هاي بسياري را مي شناسم از جمله خانواده خودم را كه خواهرانشان با مهريه (هديه اي در حد توان مالي مرد)و نه با ثمن (بدون توجه به توان مالي مرد و چانه زني هاي فراوان والنهايه عدم تخفيف) به خانه بخت رفته و زندگي بسيار موفقي داشته اند.
10- ....
11- ....
12- ....
وووووووو
براستي آيا بايد مهريه سد مستحكمي در راه تشكيل خانواده باشد آيا فلسفه مهريه جلوگيري از تشكيل اين نهاد مقدس است ؟؟؟
آيا باز مي توان گفت مهريه معامله نيست!!!!
اگر زني را بكشي بايد 50 ميلون تومان ديه بدهي ولي اگر خواستي با زني ازدواج كني بايد 100 ميليون تومان بدهي !!!!؟؟

تاريخ ارسال: 18/11/1387 - 15:38 #2
مهريه يا قهريه

1-اگر مهريه مانع فروپاشي خانواده هاست چرا از دهه شصت به بعد با افزايش چشمگير مهريه آمار طلاق هم نه تنها همپاي آن بلكه با شتاب بيشتري رو به افزايش است به نحوي كه تشكيل ستاد بحران طلاق در تهران اخيراً از سوي برخي از حقوقدانان و صاحب نظران مطرح شده است ؟
2-اگر مهريه پشتوانه مالي براي زن است چرا اسلام مهر زياد را به شدت مذمت و نكوهش نموده و آن را نشانه بد يمني و شومي و نحسي زن قلمداد كرده است و مهر كم را نشانه بركت و خوش يمني زن.
حتي نبي مكرم اسلام بخشش مهر را قبل از رفتن به خانه شوهر اكيداً به زنان سفارش كرده است البته روي سخنم با كساني است كه معتقد به اسلام و نبوت حضرت ختمي مرتبت و ... هستد و الا ...
3-اگر مهريه پشتوانه مالي براي زن است پس اين آمار كه فقط 3-4 درصد زناني كه مطالبه مهريه مي كنند به آن مي رسند چسيت؟
4-اگر مهريه موجب بقا و دوام زندگي مشترك است پس چرا در همين سايت علت يك چهارم و به عبارتي 25 دصد از طلاقها مهريه سنگين عنوان شده است؟!؟
5-اگر مهريه در حد توان مالي مرد نباشد آيا باز مي توان گفت صَدُ‍قِه است قطعاً جواب منفي است و مهريه خارج از توان مرد فقط مي تواند بهاي زن باشد و در اين صورت قطعاً مهريه مابه ازاي زن است و لاغير
6-براستي فرق بين مهر و ثمن در چيست ؟ وقتي ما مي خواهيم خريدي بكنيم و كالايي بخريم توانايي ما هيچ تاثيري در ثمن ندارد مي گويند دارندگي و برازندگي اگر داشته باشيم مي خريم و الا فلا!!! مي گويند هر كسي بايد پايش را به اندازه گليم خود دراز كند .
حال من بارها به خواستگاري رفته ام مي گويند 500 سكه مي گويم من 50 سكه هم ندارم مي گويند همينه كه هست و به كمتر از آن دخترمان را نمي دهيم و تخفيفي در كار نيست آيا مي توان گفت اين نكاح است !!! اين بيعي است در قالب نكاح چرا كه عنوان عقد هيچ گاه دليل ماهيت و مثبت آن نيست همانگونه كه به عنوان مثال در دفاتر اسناد رسمي هم اسنادي با عنوان وكالت به ثبت مي رسد در حاليكه مبالغي هم رد و بدل مي شود و حقيقت آن بيع است نه نيابت دادان در امري و سازمان ثبت و دارايي نيز با دريافتن اين مساله در وكالت منقول همان حق الثبت و ماليات نقل و انتقال را اخذ مي كند پس اين مهريه ها ثمن زن است اين كه به جوان 32 ساله اي مي گويند وقتي شما 500 سكه نداريد دختر به شما نمي دهيم اگر ثمن نيست پس چيست و عنوان مهر و صداق عنواني واقعي و مطابق با واقع نمي تواند باشد.
7.جوان سفيه نيست وقتي مي بيند اگر به اين مهريه ها (ثمن زن)تن در ندهد نمي تواند زني بستاند !! گزيري جز پذيرش آن ندارد و الا مانند بعضي از جوانها بايد پيي تجرد مادام العمر را بايد به تن خود بمالد بله مهريه سنت بسيار زيبايي است و آن اين است كه مرد در حد وسع و توان مالي خويش هديه اي را به همسر آينده خويش تقديم و پيش كش نمايد واگر غير از اين باشد فقط معامله و بهاي زن است كه اگر كسي داشته باشد بپردازد مبيع را (زن) بدست مي آورد و جواناني مثل بنده هرگز !!!
8-خانم اشرف گرامي زادگان درست دريافته اند كه مهريه هاي سنگين مي تواند مانع طلاق باشد چرا كه آگاهي جوانان روز به روز بيشتر شده و با ديدن دوستان و آشنايان خود كه در همان دوران عقد اموالشان توقيف و ممنووع الخروج و يا زنداني شده اند فكر ازدواج را براي هميشه از سر بيرون مي كنند و آمار طلاق هم طبعاً و تبعاً سير نزولي خواهد داشت چرا كه اگر آمار ازدواج پايين باشد قطعاً آمار طلاق هم پايين خواهد بود!!!! و اين است راهكار نوابغي چون اشرف خانم گرامي زاده گان!!
9-من خانواده هاي بسياري را مي شناسم از جمله خانواده خودم را كه خواهرانشان با مهريه (هديه اي در حد توان مالي مرد)و نه با ثمن (بدون توجه به توان مالي مرد و چانه زني هاي فراوان والنهايه عدم تخفيف) به خانه بخت رفته و زندگي بسيار موفقي داشته اند.
10- ....
11- ....
12- ....
وووووووو
براستي آيا بايد مهريه سد مستحكمي در راه تشكيل خانواده باشد آيا فلسفه مهريه جلوگيري از تشكيل اين نهاد مقدس است ؟؟؟

تاريخ ارسال: 13/12/1387 - 03:10 #3
تکیه گاهی به نام مهریه

اگربخواهیم دلائل قرارگرفتن مهریه های کلان به هر عنوان در بین زوجین رامورد بحس قراردهیم: بزرگترین دلیل غیر منطقی وجود مهریه, پافشاری بر مهریه به عنوان ارزش زن است.امروزه مهریه به عنوان تنها تکیه‌گاه یک زن ایرانی متضمن آینده وی تلقی می‌شود و رفته رفته این سیستم قیمت‌گذاری بر روی زن که فی‌نفسه اهانت به ذات انسانی اوست، علاوه بر یک سلاح به یک ابزار ارزشی برای خود زنان مبدل شده است! به طوری که هر چه میزان مهریه‌ی دختری کلان و بالا باشد، تفاخر او بیشتر است.ولی حقیقتی که همه بدان واقفیم این است که میزان مهریه بالانه به طور مطلق موجب ثبات زندگی می‌شود و نه موجب ارزش و اعتبار زن نزد همسر وی.

امااین را نیزباید درنظر داشت که با توجه به قوانین موجود درکشور دلایل منطقی هم برای این موضوع وجود دارد.از آنجایی که در قوانین: زوج مى تواند مانع کار، تحصیل، خروج از کشور و حتى خروج از منزل زوجه بشود و علاوه بر این تا قبل از 1382/9/8 والحاق تبصره ذیل ماده1169قانون مدنی حق نگاهدارى فرزندان بعد از ۷ سالگى انحصارا درخود داشت ونیز حق جدایى را دارامی باشد، درحالى که زوجه که معمولاً فقط خانه دار است و از همه این ابزارها محروم است و به سادگى حق جدایى و رهایى ندارد، در چنین شرایطى، مهریه تنها ابزار موجود است که مى تواند تا حدى جلو سوءاستفاده هاى احتمالى زوج را بگیرد و با این ابزار جلب موافقت او را براى جدایى یا کسب حضانت فرزندان را بنماید

ازنظراقتصادی: زوج میتواند مانع کار زوجه خود شود و بخواهد که زوجه فقط خانه دار باشد-
ازطرفی نیز: با توجه به قوانین ، عرف و سنت حاکم بر ایران در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده‏دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن بشود و زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد. قانون مدنی ایران درشماره ی ۱۱۰۵اینگونه بیان مینماید: در رابطه ی زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است. وبااین وصف زن باید امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کندونیزدرقانون شماره ی ۱۱۱۷آمده است:شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند...در مقابل احترام و اطاعتِ همسر و فرزندان، پدر متعهد می شود که از آنان حمایت کرده و احتیاجات مادی، اجتماعی و روحی آنان را برآورده کند.زوج میتواند مانع کار زوجه خود شود و زوجه فقط خانه دار باشد.با توجه به این دیدگاه کار در خانه برای زن و کار در بیرون از خانه برای مرد نوعی تقسیم کار است ولی از طرفی معمولا اموال و مواهب مالی زندگی به نام و متعلق به مرد است ؛ و مرد به دلیل اینکه فعالیت اقتصادی را بیش از زن به عهده دارد خود را صاحب همه ی بخششهای مادی خانواده تلقی می کند ؛ پس با توجه به قوانین و موارد فوق مهریه باید طوری در نظر گرفته شود که جبران کننده ی مافات برای زن باشد و به نوعی پشتوانه و وثیقه ازدواج قرا گیرد و در صورت جدایى، منبع تأمین کننده مالى آتیه زوجه باشد

(باتوجه به آمار-نکته بسیار جالب توجه در ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران این است که جمعیت دانشگاهی کشورکه بخش عظیمی از نیروی کار کشور را تشکیل می دهند به میزان ۶۷ درصد دختران و ۳۳ درصد پسران در دانشگاه ها تربیت میشوند ولی ابزارهای محدود کننده برای فعالیت اجتماعی و اقتصادی این ۶۷ درصد , فراوان است.).
در شروط ضمن عقد، بندی است که طبق آن اموالی که بعد از ازدواج به دست آمده باشد به هنگام جدایی به نسبت مساوی بین زن و شوهر تقسیم خواهد شد، با استفاده از این بند باید کمتر زنی نگران حقوق اقتصادی خود بعد از طلاق باشد ولی به دلیل شفاف نبودن فعالیت های اقتصادی در ایران حتی این بند هم بدون توجه به شفاف سازی فعالیتهای اقتصادی کارساز نخواهد بود.
ولی اگر شفاف سازی مسائل اقتصادی محقق گردد با استفاده از شرط فوق دیگر عملا حقوق اقتصادی زوجین تامین میگردد و نیاز نیست که مهریه منبع تأمین کننده مالى آتیه زوجه باشد.

یکى دیگرازعلل بالا بودن میزان مهریه، پیچیده تر شدن جامعه و عدم امکان شناخت کافى زن و مرد از یکدیگر است. لازمه تسهیل نکاح در جامعه پیچیده کنونى، این است که چنانچه پس از عقد، هر یک از طرفین متوجه شد که اشتباه کرده است و یا فریب خورده است و امکان سازش با وضعیت جدید را ندارد به راحتى بتواند عقد را منحل ساخته و خود را رها نماید
درحالى که زوج به راحتى از این امکان رهایى از نکاح برخوردار است، (-قانون ۱۱۳۳ مدنی ایران-مرد هر زمان که بخواهد می تواند زنش را طلاق دهد).ولی موارد درخواست جدایى براى زوجه محدود و مشخص است. نکته قابل تأمل اینکه همین موارد محدود مشخصاً غالباً با تفسیرهاى مضیق سنتى و مردسالارانه، محدودتر و مضیق تر مى گردد. در اینجا مهریه بالا، حربه اى است که با آن مى توان زوج را که انحصاراً حق طلاق دارد، وادار به موافقت با جدایى نماید

به نظر میرسد بهتر است به شروط ضمن عقد مندرج در سندهاى نکاح فعلى، شرط ضمن عقد زیربرای زوجین قید گردد(صحیفه نورجلد10 "امام خمینی ره) که وکیل باشند در طلاق به صورت مطلق، یعنى هر موقعى که دلشان خواست طلاق بگیرند و یا به صورت مشروط، یعنى اگر مرد بدرفتارى کرد یا مثلاً زن دیگرى گرفت، زن وکیل باشد که خود را طلاق دهد، دیگر هیچ اشکالى براى خانم ها پیش نمى آید و مى توانند خود را طلاق دهند
پس اگر شرط فوق به شرایط ضمن عقد اضافه گردد دیگر دلیل فوق برای وجود مهریه منتفی خواهد بود و نکته دیگری که در این میان وجود دارد سوء استفاده هایی است که بر اساس آن، زنان با مطالبه مهریه های کلان به قصد کلاهبرداری ازدواج و بلافاصله درخواست طلاق می کنند سپس مهریه خود را یا یکجا و یا به صورت ماهیانه دریافت می کنند در صورت حذف مهریه به شکل کنونی آن و از طرفی برقراری حقوق اقتصادی برابر و حقوق اجتماعی همسان و … بطور مثال حق طلاق برای هر دو ,زوج و زوجه, از سوء استفاده های کنونی جلوگیری میشود

از طرف دیگر این را هم در نظر داشته باشید:در عرف جامعه ایران طلاق نهایت بدبختی یک زن است و زن بیوه یا طلاق گرفته به عنوان زن دست دوم پنداشته می شود.یک نکته قابل تامل در مورد دخترانی که به بکارت خود مینازند و به عبارتی خود را دست نخورده میدانند این است که بعد از طلاق دیگر چیزی هست که موجبات تفاخرشان باشد یا اینکه این غشاء نازک که خود این عزیزان در تبلیغ و ارزشی کردن آن کوشیده اند موجبات سرخوردگی و دسته دوم نگاشته شدنشان را فراهم میکند؟
نکته جالب توجه آن است که اگر بعد از ازدواج طلاق صورت گیرد اگر هنوز دختر باکره باشد نیمی از مهریه و اگر در جریان این ازدواج پرده بکارت مرتفع شده باشد تمام مهریه تعلق میگیرد!!!!